من شنیدملذت بردم .. شما هم اگه دوست داشتین بشنوین ....بنام خدا ....
ماشین .... پدر من هیچوقت ماشین نداشت .. یعنی دروغ نگفته باشم فقط دو روز ماشین داشت... یک بار من هفت هشت سالم بود که پدرم آمد خانه و با خوشالی گفت عیال مژده بده ماشین خریدم .. مادرم دهنش باز ماند ... و چشمانش گشاد شد .. و گفت: مَرررررررد؟ ما اینهمه بدهکاری داریم آنوقت تو رفتی ماشین خرید
برچسب:
نویسنده: سینا کمالی
تاريخ: چهارشنبه
12 ارديبهشت
1397 ساعت: 16:49